سلام
10 اردیبهشت شماره ی 34 لحظات من با عنوان"اردیبهشت بازی"بروز شد بعدش نمیدونستم این بازی قراره تقریبا دوماه طول بکشه باید اعتراف کنم دوماه بسیار بدی و گذروندم و هر بار که به دیدنو فکر میکردم به خودم میگفتم همین فردا همه چی درست میشه و دوباره میتونی بروز بشی و ...ولی خیلی طول کشید انقدری که دیگه الان حس میکنم خیلی دیر شده واسه از نو شروع کردن یه انرژی میخواد اندازه ی 4 سال پیش که تازه میخواستم شروع کنم و این خیلی بده ولی دوست دارم که ادامه بدم چون اینجا رو دوست دارم و یه بخشی از زندگی من در دیدنو رقم خورده اینجا به من انگیزه میده برای ادامه دادن...
نکته ی نخست اینکه من واقعا تمام تقصیرهارو مربوط به میزبان یا همون بلاگفا نمیدونم و در این اتفاق خود من هم مقصرم چون باید بصورت منظم مطالبم و آرشیو میکردم و اینکار و متاسفانه نکردم البته معتقدم که بلاگفا میتونست خیلی قوی تر در خصوص حفظ آرشیوش عمل کنه که متاسفانه نکرد...
نکته دوم اینجاست که نوع اطلاع رسانی بلاگفا در این حادثه بسیار ضعیف بود به نحوی که بعد از مدتی اکثر کاربرها به این موضوع پی بردند و گلایه اصلی مربوط میشد به نوع برخورد بلاگفا با کاربرهایی که هر روز با یه امیدی به بلاگفا سر میزدن و این میزبان بسیار کند و بی خیال نسبت به اطلاع رسانی عکس العمل نشون میداد در نهایت یه معذرت خواهی خشک و خالی هم برای کاربرها ارسال نکرد که حتی شده اندازه ی مقصر بودنش و از یادها ببره....
نکته سوم هم اینکه آدم اینجاها قدر جمع خوبی مثل "با هم بنویسیم " و میفهمه که اگر سه ماه که هیچی سه سال هم خدایی نکرده ما به فضای مجازی به هر دلیلی دسترسی نداشته باشیم ماهی یکدفعه میتونیم دوستای خوبم و ببینیم و درباره ی همه چی صحبت کنیم ..خیلی خوشحالم که این جمع هست و داره به فعالیت خودش ادامه میده....
در آخر باید از دوست خوبم شفق متولی "باخه" نخست برای مدیریت جمع با هم بنویسیم و بعد برای نگرانی هاش تو این دو ماه و پیگیریهاش تشکر کنم ومن امیدوارم بتونیم دوباره "فقط ادامه بدیم"
خیلی زود با سفرنامه ی ورامین گردی قسمت دوم ادامه میدم ولی یه جور دیگه...