باغ فین کاشان (اصفهان)
امیر کبیر
رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر
غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر
زمان، هنوز همان شرمسار بهت زده
زمین، هنوز همین سخت جان لال شده
جهان هنوز همان دست بسته ی تقدیر
هنوز نفرین میبارد از در و دیوار
هنوز نفرت از پادشاه بد کردار
هنوز وحشت از جانیان آدم خوار
هنوز لعنت بر بانیان آن تذویر
هنوز دست صنوبر به استغاثه بلند
هنوز بید پریشیده سر فکنده به زیر
هنوز همهمه ی سروها،که ای جلاد، مزن، مکش چه کنی؟ های.. ای پلید شریر
چگونه تیغ زنی بر برهنه در حمام؟
چگونه تیر گشایی به شیر در زنجیر؟
هنوز آب به سرخی زند، که در رگ جوی
هنوز هنوز هنوز.. به قطره قطره ی گلگونه، رنگ میگیرد از آنچه گرم چکید از رگ امیر کبیر......
......(فریدون مشیری)

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 23:3 توسط علیرضا نجفی مهیاری
|

من علاقمند به سفر و عکاسی در سفرم...باید دید البته با دیدی نو...به سفر نامه من خوش آمدید.ضمنا استفاده از تصاویر با ذکر منبع بلامانع است.