لحظات من (شماره 19)

 

دیدارهای عاشقانه - ترسهای کودکانه

ساباط...

یزد...پاییز ۱۳۸۹

موزه جنگ خرمشهر و ...(خوزستان)

سلام

این فصل مربوط میشه به اولین گزارش من از سفر به استان خوزستان که در زمستان ۱۳۹۱ انجام شد سعی میکنم در ۳ یا ۴ گزارش این استان زیبا و تاریخی رو به دوستان معرفی کنم...

از بچگی نسبت به شهر خرمشهر و آدمهاش احساس عجیبی داشتم ار این که آدمهاش خیلی قوی و فداکارند از این که در جنگ بیشتر از همه جای این کشور اذیت شدند و داستان تراژیک آزادسازی خرمشهر این شهر و به یکی از معروفترین شهرهای ایران تبدیل کرده همیشه از گوشه و کنار میشنیدم که خرمشهر بعد از جنگ همون جوری باقی مونده و اصلا به این شهر اهمیت داده نشده تا اینکه خودم از نزدیک این واقعیت تلخ و دیدم از اینکه هنوز انگار تو خرمشهر جنگه و مردماش از مشکلات بیکاری ،کمبود امکانات رفاهی و...به شدت رنج میبرند...

موزه جنگ خرمشهر به نظر من یکی از بهترین موزه های تخصصی ایران است که جزو معدود جاذبه های گردشگری این بندر نیز به حساب میاد...و البته دیدن کارون و اروند رود احساس عجیبی در من برانگیخت..

   

ادامه نوشته